افسانه گزینه کامل در تصمیم گیری و سرمایه گذاری

افراد کمال گرا

همه ما با افرادی روبرو بوده ایم که نمی توانند تصمیم گیری کنند به خاطر آنکه خیلی دقیق اند و استانداردهای بالایی دارند. ازدواج نکرده اند چون هنوز همسر کامل شان را پیدا نکرده اند. سرمایه گذاری نمی کنند چون دارایی مطلوب شان را نمی توانند انتخاب کنند به همین ترتیب همه ما فرصت های زیادی را از دست داده ایم چرا که در انتظار «گزینه کامل» بوده ایم. چه این گزینه فردی برای ازدواج باشد یا این گزینه حوزه ای برای سرمایه گذاری، یا بازاری برای تمرکز یا تامین کننده ای برای بستن قرارداد بلندمدت.

همه ما در جستجوی کمال هستیم و این طبیعی است. اما گاهی اوقات این کمال گرایی می شود «کامل گرایی (یا همان کمال گرایی افراطی)». ما فکر می کنیم که می توانیم همسری را بیابیم که در همه معیارهای چهل گانه ما نمره کامل بگیرد و حوزه ای را برای سرمایه گذاری خواهیم یافت که تمام شاخص های ارزیابی سرمایه گذاری را ۱۰۰% پوشش بدهد.
این جاست که از یک مساله طبیعی (جستجوی کمال) وارد یک مشکل روان شناختی می شویم. در روان شناسی کمال گرایی افراطی را تمایل پایدار فرد به وضع استانداردهای کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آنها می داند. این را گرایشی روان رنجورانه تعریف می کنند.

🔵 سه نشانه کمال گرایی افراطی:
بالا بودن سطح معیارها. افراد دارای این نگرش معتقدند که همه چیز باید کامل و بی نقص باشد، به خودشان و دیگران سخت می گیرند. فرقی نمی کند که چه کار می کنند. آشپزی، ورزش یا کار . مهم این است که باید آن را کامل و بدون کوچک ترین نقصی انجام دهند و اگر کمی کار ایراد داشته باشد احساس می کنند شکست خورده اند.

عدم احساس آرامش، این نگرش باعث می شود بی وقفه به دنبال هدفی مبهم باشیم. تقاضاهای بی پایان هم خودشان و هم دیگران را خسته می کند و سرانجام از پا می اندازد.

معلولیت در تصمیم گیری: کمتر گزینه ای به حد مطلوب آن ها می رسد. برای آن ها هیچ گزینه ای آن طور که باید نیست.کمال گرایان همیشه قادرند به اندازه کافی از گزینه ها اشکال بگیرند، فرقی نمی کند که گزینه چیست، مهم این است آن طور که باید نیست. بهمین خاطر بسیار دیر و بسیار سخت تصمیم می گیرند (اگر بگیرند).

🔵 تجویز راهبردی:
ما باید تصمیم گیری کنیم. نمی شود دنیا را متوقف کرد تا گزینه کامل از آسمان نازل شود. باید پیش رفت! در این زمینه پنج راهکار قابل پیشنهاد است:
اصلاح ذهنیت: اولین نکته که باید بیاموزیم این است که ما گزینه کامل نداریم. اصلا گزینه کامل یک افسانه است. ما بهترین گزینه داریم. و به خاطر بسپاریم هنر تصمیم گیر و سرمایه گذار آن است که از بین گزینه های ناقص، بهترین گزینه را انتخاب کند.

🔵فیلتر کردن جنبه های منفی و تمرکز بر جنبه های مثبت: خاصیت ذهن کمال گرایان افراطی این است که بر جنبه های منفی (نداشته ها) تمرکز می کنند می شود این ورزش ذهنی را انجام داد که خود را عادت دهیم یک هفته فقط به جنبه های مثبت رخدادها، گزینه ها و افراد فکر کنیم. این باعث تعدیل می شود.

🔵در چند حوزه تمرکز کنیم: اگر نمی توانیم کمال گرایی افراطی را در خود کنترل کنیم لااقل آن را بر یک یا چند حوزه بسیار خاص محدود کنیم. یعنی فقط در حوزه امور مشتریان بی نقص گرا باشیم و حوزه های دیگر کاری و خانوادگی و شخصی را از حوزه کمال گرایی افراطی خارج کنیم.

🔵به جای کمال گرا، پیشرفت گرا باشیم. یعنی تمرین کنیم که از یک گزینه ناقص اما نسبتا خوب شروع کنیم و سپس در طول زمان آن را بهبود دهیم. مثلا یک خانه معمولی می خریم و سپس در طول زمان آن را بازسازی می کنیم. یا یک پورتفوی نسبتا خوب شروع می کنیم و آنگاه در سه ماه آینده با حذف و اضافه سهام ها و اورق بهادار جدید پورتفوی خود را مطلوب تر می کنیم. در هر صورت باید افکار سیاه یا سفید را کنار گذاشت.

🔵تصمیم گیری ها را تفویض کنیم. کمال گرایان ممکن است تفویض اختیار را راحت تر بدانند تا اینکه در یک تصمیم گیری وارد شوند و بخواهند که کمال گرا نباشند. اگر نمی توانید راهکارهای بالا را انجام دهید، تصمیم گیری را تفویض کنید.

به خاطر بسپاریم هیچ کدام از شرکت های آرمانی امروز، روز اول آرمانی نبودند و از آن مهم تر اینکه امروز هم کامل نیستند.

برچسب‌ها,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *